نگران فردایت نباش...
ما اولین بار است که بندگی می کنیم
ولی او قــــرن هاست که خــــــدایی می کند
پس اعتماد کنیم "به خدایی او"...
امیدوارم آنقدر خوب باشیم
و زیبا زندگی کنیم
که وقتی از خط پایان زندگی می گذریم
کسی دست نزند...!!!
مبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد. از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده ای کردید؟
...این که یک آقایی در یک گوشه ای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانی باید از وجود یک چنین نظامی که پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامی است، با همه وجود استقبال کند.
* از بیانات رهبر انقلاب در دیدار علما و روحانیون استان خراسان شمالی (نوزدهم مهر 1391)
من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها!
مهربان، خوب، قشنگ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد!
او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم...
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند...
تلاش کن دوستی را بیابی که
قلبی به وسعت دریا داشته باشد،
در آن صورت برای وارد شدن
به قلب او نیازی به
کوچک کردن خود نداری...
بر روى آب راه مى رود. شیخ گفت: کار دشوارى نیست؛ پرندگانى نیز باشند
که بر روى آب پا مى نهند و راه مى روند.
گفتند: فلان کس در هوا مى پرد. گفت: مگسى نیز در هوا بپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه، از شهرى به شهرى مى رود.
گفت: شیطان نیز در یک دم، از شرق عالم به مغرب آن مى رود.
این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتى نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخُسبد و
با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و
یک لحظه از خدا غافل نباشد!!
شهدا شمع محفل دوستانند،
شهدا در قهقهه مستانه شان و
در شادی وصولشان "عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون" اند
و از نفوس مطمئنّه ای هستند که
مورد خطاب "فَادخُلی فی عِبادی وَ ادخُلی جَنَّتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)
امام هادی (ع):
الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داعٍ إ لىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.
خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و
به سمت حقارت و نادانى مى کشاند.
از دوستانی که این پیام ها را به مناسبت روز معلم در نظرات نوشته اند
با آمدنت هیچ تخته سیاهی دیگر سیاه نبود...
وقتی نور دست میگرفتی و روشنایی دانش را منتشر میکردی.
خود را سوختی و ما را ساختی.از لوح کلاس تا لوح وجود روسپیدی مان را از تو داریم.
روزت مبارک معلم عزیزم!
چگونه می توانیم تمام لحظه هایی که چون سرو در کنارمان ایستادی و
با شور عشقت ما را سیراب کردی جبران کنیم جز اینکه
بهترین درود ها و دعاهای خیرمان را بدرقه راهت کنیم...
……………….…………………
تا خدا بوده و هست، معلم بوده و هست
و هر روز، روز معلم است.
روزت مبارک...
……………….…………………
دیروز می گفتم
مشق هایم را خط بزن... مرا مزن
روی تخته خط بکش... گوشم را مکِش
مهر را در دلم جاری کن... جریمه مکن
هرچه تکلیف می خواهی بگیر... امتحان سخت مگیر
اما اکنون... مرا بزن... گوشم را بکِش... جریمه کن...
امتحان سخت بگیر
اما یک لحظه مرا به دوران خوب مدرسه
بازگردان!
……………….…………………
عارفان علـم عاشـق می شوند
بهـترین مردم معلـم می شـوند، عشق با دانش متمم می شود
هر که عاشق شد معلم می شود
روز معلم برشما مبارکباد
……………….…………………
تا خدا بوده و هست، معلم هست.
معلمی هنر است،
عشقی است آسمانی...
روزت مبارک
روزی ملا نصر الدّین به دهکده ای می رفت در بین راه زیر درخت گردوئی به استراحت نشست. او در نزدیکی اش بوته ی کدوئی را دید. ملا به فکر فرو رفت که چگونه کدوی به این بزرگی از بوته کوچکی بوجود می آید
و گردوی به این کوچکی از درختی به آن بزرگی؟
سرش را به آسمان بلند کرد و گفت : خداوندا! آیا بهتر نبود که کدو را از درخت گردو خلق می کردی و گردو را از بوته کدو ؟ در این حال گردوئی از درخت بر سر ملا افتاد و برق از چشمهایش پرید
و سرش را با دو دست گرفت و با ترس از خدا گفت: پروردگارا! توبه کردم
که بعد از این ؛ در کار الهی دخالت کنم ؛ زیرا هرچه را خلق کرده ای ؛ حکمتی دارد ؛ و اگر جای گردو با کدو عوض شده بود من الآن زنده نبودم !!
بیا بیا گل نرگس، جهان برای شماست
جهان به یمن وجودت به افتخار شماست
بیا بیا گل نرگس، اگر چه بد کردیم
ولی تمام نظرها به لطف وجود شماست
اَللّهُمَّ عَجِّل لِوَلیّکَ الفَرَج
به درخت نگاه کن...
قبل از اینکه شاخه هایش زیبایی نور را لمس کند
ریشه هایش تاریکی را لمس کرده...
گاه برای رسین به نور، باید از تاریکی ها گذر کرد...
روزی از آیت الله بهجت (ره) خواستند
تا کتابی در زمینه ی اخلاق معرفی کنند
فرمودند: لازم نیست یک کتاب باشد یک کلمه کافی است
که بدانی "خدا می بیند"
من معلم هستم
و این سهم من است از تمام زیبایی های دنیا
خدایا تو را شاکرم!
که مرا برای این رسالت پاک برگزیده ای...
یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت...
شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید...
من که نمی خواهم موشک هوا کنم.
می خواهم در روستایمان معلم شوم.
دکتر جواب داد...
تو اگر نخواهی موشک هوا کنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول...
ولی تو نمی توانی به من قول بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا،
نخواهد موشک هوا کند!!!