مهربانی ها

هر چیز در زندگی تکراری می شود! جز مهربانی!

مهربانی ها

هر چیز در زندگی تکراری می شود! جز مهربانی!

روی دوش موجها آرام می رفت آفتاب

روی دوش موجها آرام می رفت آفتاب
از فراز قله اسلام می رفت آفتاب


خون به جای اشک از چشم شفق فواره زد
گرچه با دنیایی از اکرام می رفت آفتاب

رنجها رنجیده بودند از بسیط صبر او
شکوه ای ناکرده از آلام می رفت آفتاب

دست نامرد زمانه جام زهرش داده بود
زخم خورده، شوکران در کام، می رفت آفتاب

روزهای بعد او با شب چه فرقی داشتند
وقتی از اندیشه ی ایام می رفت آفتاب

«علی محمد محمدی»

نظرات 1 + ارسال نظر
مهناز چهارشنبه 14 خرداد 1393 ساعت 13:02

می سوخت چو شمع تا سحر در شب مرگ
بشکفت گل از گل رخش در تب مرگ
آرامتر از همیشه با یاد خدا
گل خنده زد و نهاد لب بر لب مرگ . . .


رحلت جانسوز امام خمینی(ره) تسلیت باد

افسوس که نو بهار آخر گردید
آن باغ پر از شکوفه پر پر گردید
اندوه ، اندوه از فراق آن گل
کز بوی خوشش جهان معطر گردید . . .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد