بنویسید به دیوار سکوت ، عشق سرمایه ی هر انسان است ؛
بنشانید به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه ی شیطان است ؛
و بدانید که فردا دیر است ؛
و اگر غصه بیاید امروز ، تا همیشه دلتان درگیر است ؛
پس بسازید رهی را که کنون ، تا ابد سوی صداقت برود ،
و بکارید به هر خانه گلی ، که فقط بوی محبت بدهد ....
ممنونم دوست عزیز نفس باد صبا ، ، یاری از سوی خدا ، دوری و دفع بلا ، همه تقدیم تو باد
بگذار با هم ترانه بخوانیم
نسیم ما را نوازش بدهد
پناه آیینه ها باشیم تا ترک نخورند
و نگاه ماه را بیدار کنیم
بگذار …..
بگذار خورشید زندگیمان نور افشانی کند
و مسافر جاده ای باشیم که به شهر محبت ختم می شود
به سرزمین مهر،طلوع و مهربانی
یادمان نرود خدا از بالا نگاهمان میکند و به ما لبخند خواهد زد؛ اگر کمی مهربان باشیم…
پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی ام بودن توست و چراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود عطر آن را با عشق توشه راه گل قاصدکی میکردم که به تنهایی تو سربزند تو به من نزدیکی و خودت می دانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبید...
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من حال پریشان قشنگی ست گلم قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم دوست خوبم متشکرم از شعر زیبایت
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
بنویسید به دیوار سکوت ، عشق سرمایه ی هر انسان است ؛
بنشانید به لب ، حرف قشنگ ، حرف بد وسوسه ی شیطان است ؛
و بدانید که فردا دیر است ؛
و اگر غصه بیاید امروز ، تا همیشه دلتان درگیر است ؛
پس بسازید رهی را که کنون ، تا ابد سوی صداقت برود ،
و بکارید به هر خانه گلی ، که فقط بوی محبت بدهد ....
ممنونم دوست عزیز
نفس باد صبا ، ، یاری از سوی خدا ، دوری و دفع بلا ، همه تقدیم تو باد
بگذار با هم ترانه بخوانیم
نسیم ما را نوازش بدهد
پناه آیینه ها باشیم تا ترک نخورند
و نگاه ماه را بیدار کنیم
بگذار …..
بگذار خورشید زندگیمان نور افشانی کند
و مسافر جاده ای باشیم که به شهر محبت ختم می شود
به سرزمین مهر،طلوع و مهربانی
یادمان نرود خدا از بالا نگاهمان میکند
و به ما لبخند خواهد زد؛
اگر کمی مهربان باشیم…
کلبه ای می سازم ...



پشت تنهایی شب زیر این سقف سیاه که به زیبایی دل تنهای تو باشد پنجره هایش از عشق سقفش از عطر بهار رنگ دیوار اتاقش گل یاس عکس لبخند تو را می کوبم روی ایوان حیاط تا که هر صبح اقاقی ها را از تو سرشار کنم همه ی دلخوشی ام بودن توست و چراغ شب تنهایی من نور چشمان تو است کاشکی در سبد احساسم شاخه ای مریم بود عطر آن را با عشق توشه راه گل قاصدکی میکردم که به تنهایی تو سربزند تو به من نزدیکی و خودت می دانی شبنم یخ زده چشمانم در زمستان سکوت گرمی دست تو را می طلبید...
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم
حال من حال پریشان قشنگی ست گلم
قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم
زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم
دوست خوبم متشکرم از شعر زیبایت