آدمها در هر دیدار
یک تکه از یکدیگر را با خود می برند
عده ای فقط غمهایشان..
و چقدر اندکند
عده سخاوتمندی که وقتی برمیگردی
میبینی تکه های شادیهایشان را
در مشتهایت گذاشتند …
من ترانه هایم را قاب می کنم با سنجاق تنهاییم به گوشه ای می آویزم تا تو بخوانی اگر خواندی فقط لبخند بزن لبخند تو هر لحظه اش ، یک عمر سرزندگیست تو فقط بخند برای من ایـن تمــام زنــدگیــست...
آدمها در هر دیدار

یک تکه از یکدیگر را با خود می برند
عده ای فقط غمهایشان..
و چقدر اندکند
عده سخاوتمندی که وقتی برمیگردی
میبینی تکه های شادیهایشان را
در مشتهایت گذاشتند …
من ترانه هایم را قاب می کنم

با سنجاق تنهاییم
به گوشه ای می آویزم
تا تو بخوانی
اگر خواندی
فقط لبخند بزن
لبخند تو
هر لحظه اش ، یک عمر سرزندگیست
تو فقط بخند
برای من
ایـن تمــام زنــدگیــست...
در عشق تو بی سریم سر گشته شده
وز دست امید ما سر رشته شده
مانند یکی شمع به هنگام صبوح
بگداخته و سوخته و کشته شده
خواجه عبدالله انصاری