
پدر سیلی به صورت پسر زد و گفت:
مگه این شام چه عیبی داره که لب نمی زنی؟
پسر در حالی که به نون و پنیر و مقداری سبزی چشم دوخته بود؛
از پای سفره به گوشه ای خزید و سر به بالین نهاد.
صبح فردا وقتی غذای پسر در بقچه پدر جای می گرفت؛
پسرک دانست امروز بابا صبحانه دارد،
چشمانش از شادی، تر شد!!
شگفتی ها و زیبایی های ریاضی 
در دستگاه اعداد، ضرب هایی هست که طبیعت بسیار شگفت انگیزی دارند. برای بیان برخی از این الگوها کلمات زیادی لازم نیست و تنها با نگاه به الگو های داده شده، شگفتی آنها بیننده ی دانا را شگفت زده می کند. نگاهی به الگوی زیر بیاندازید:
1x 9 + 2 = 11
12 x 9 + 3 = 111
123 x 9 + 4 = 1111
1234 x 9 + 5 = 11111
12345 x 9 + 6 = 111111
123456 x 9 + 7 = 1111111
1234567 x 9 + 8 = 11111111
12345678 x 9 + 9 = 111111111
123456789 x 9 + 10 = 1111111111

قالَ النَّبىُّ صَلَّی الله عَلَیهِ وَ آلِه:
اِنَّ اَحَبَّ الاَعْمالِ اِلَى اللّهَ اِدْخالُ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنینَ.

سخت است حرفت را نفهمند،
سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند،
حالا می فهمیم، که خدا چه زجری می کشد
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ،
اشتباهی هم فهمیده اند.
![]()
ای جلوه ی نهایت عشق و لسان عشق
و ای آسمان علم خدا، کهکشان عشق
با یک نظاره حاجت او را روا کنی
هر کاو رسیده بر در تو با زبان صدق
![]()
آموزگار مکتب اثنی عشر تویی
آیینه ی خدای، در این بحر و برّ تویی
آن سروری که در عوضِ ناسزای خصم
پُر کرده کیسه اش همه دُرّ و گُهر تویی
![]()
«اَفضَلُ ما یُتَقَرَّبُ بِهِ العَبدُ اِلی اللّهِ بَعدَ المَعرِفَة الصَلاة وَ بِرُّ الوالِدَین...»
بهترین کاری که بنده خدا را به خدا نزدیک می گرداند
پس از شناختن خدا، نماز و نیکی به پدر و مادر است.
(تحف العقول، ص 281)

بهترین دوست خداست
او آن قـدرخوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنیم
دسته گلی تقدیممان می کند...
خودش فرموده:
"با من باش تا با تمامی خدایی ام با تــــو باشم"
(حدیث قدسی)
کوچیـده اید زود مگـر صـبـــرتان کجـاست؟
من می رسم ز ره تو را به خدا پا به پا کنید!
یک کوله بار حادثه و یک کوره راه عمر؛
باید گذشت، برایــم دعـــا کنـیـــد

ای کشتگان عشق، برایم دعا کنید
یعنی نمی شود که مرا هم صدا کنید؟
ای مردمان رد شده از هفت شهر عشق؛
رحمی به ساکنین خم کوچه ها کنید...

گفتم: جمال رویت، تا کی زِ ماست مخفی؟
گفتا: آن زمانی بر تو فرج بیاید
گفتم: نشان بده راه، تا شاهراه بیابم
گفتا: عبور کن از خود، تا خود به راه آید
گفتم: چگونه آقا! باید تو را بیابم؟
گفتا: بیاب خود را، آن خود بخود بیاید
«ایرانمنش»
زیباتـــرین و شگـفت انگیـــزتـرین درختان جـهان
نوعی درخت افرای زیبای ژاپنی در اورِگون پورتلند
نوعی درخت افرای زیبای ژاپنی در اورِگون پورتلند
درخت بلوط عجیب در جزیرهی جان در کاریلونای جنوبی
گذرگاه رویایی در اورگون باشاخ و برگهای زیبای درختان افرا
درخت اکالیپتوی رنگین کمانی در کائوآی هاوایی
منظره ای از درختان زیبای بلوط در کارولینای جنوبی
درختان بائوباب در ماداگاسکار با ذخیره فراوان آب در خود
جاده ای از درختان در شمال ایرلند کاشته شده در قرن هجدهم
درخت پیچاناری در کولیلان آفریقای جنوبی
درختان Dragonblood یا خون اژدها در یمن با شیره قرمز رنگ
درختچه گل زیبا در برزیل
شکوفه های زیبای درختان گیلاس در خیابانی در بن آلمان

مهربانی سخت است
مهربانی از آن گونه انتخاب هاست که می گویند:
عشق آسان نمود اول، ولی افتاد مشکلها...
وجود مهربانی، نرمی و لطافت است اما این روزها مهربانی سخت است،
مهربان بودن سخت است...
ولی مهربان باش، نگهبان مهر و مهربانی باش،
چشمه ی مهربانی باش، نماد مهربانی باش،
این سختی را تحمل کن!
معلم "مهربانی" باش!

و تو آمدی و خاک خونرنگ میهن،
بر پاهایت بوسه زد و تو به خاک افتادی!
و تمام ایران را در آغوش گرفتی...

درود بر شما ای یادگاران دفاع مقدس و روزهای آتش و خون!
درود بر شما که با گام های مطمئن و
دل های سرشار از عشق و ایمان به خدا و وطن،
برای رسیدن به قلّه های فتح و ظفر ایستادگی کرده اید...
درود بر شما پرستوهای عاشقی که امام راحل در موردتان فرمود:
اگر روزی اسراء برگشتند و من نبودم،
سلام مرا به آنها برسانید و بگویید خمینی در فکرتان بود.

گرچه می دانیم قامتتان در مقابل فشار ضربه های کینه و خشم،
خمیده و شکسته ولی دلتان به وسعت آسمان، سرشار از ایمان است.

بخشیدن دیگران دلیل ضعیف بودن ما نیست،
چون آن قدر قوی هستیم که می دانیم آدم ها اشتباه می کنند!
اگر بخشش باعث کوچک شدن می شد؛
خدا این قدر بزرگ نبود...

کل آب اقیانوس هم نمی تواند یک قایق را غرق کند
مگر آن که خود قایق سوراخ باشد؛
آری، از ماست که بر ماست...

قلمی از قلمدان قاضی افتاد.
شخصی که آنجا حضور داشت گفت: جناب قاضی کُلنگ خود را بردارید!!!
قاضی خشمگین پاسخ داد:
مَردک این قلم است نه کُلنگ تو هنوز کُلنگ و قلم را از هم باز نشناسی؟
مرد گفت: هر چه هست باشد، تو خانه ی مرا با آن ویران کردی!
«رساله ی دلگشا عبید زاکانی»



" هیچ گاه "
به خاطر " هیچکس "
دست از " ارزشهایت " نکش؛
چون... زمانی که آن فرد از تو دست بکشد؛
تو می مانی و یک " منِ " بی ارزش ...!

کلافه ام از حس ناسپاسی ام!
وقتی دیدم پسر معلولی خطاب به آفریدگارش گفت:
خدایا شکرت! که مرا در مقامی خلق کرده ای که هر کسی می بیندَم
تو را شکر می کند...