
ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ، ﺩﺭ ﺩﺭﻳﺎﻳﻰ ﺍﺯ «ﺁﺏ» ﺑﻮﺩﯾﻢ
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺗﻮﻟﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﻰ، ﺩﺭ ﻣﺤﻴﻄﻰ ﭘﺮ ﺍﺯ «ﻫﻮﺍ» ﻫﺴﺘﯿﻢ
ﻭ ﺑﺎ ﻣﺮﺩﻥ، ﻣﻴﺎﻥ ﺧﺮﻭﺍﺭﻫﺎ «ﺧﺎﮎ» ﺧﻮﺍﻫﯿﻢ ﺧﻔﺖ
ﺍﻣﻴﺪﻭﺍﺭیم ﺍﻳﻦ ﭼﺮﺧﻪ ﺭﺍ ﺑﺎ «ﺁﺗﺶ» ﺗﮑﻤﻴﻞ ﻧﮑﻨﻴﻢ
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﺁﺏ ﻭ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺧﺎﮎ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯾﻢ
" ﻣﺎ ﺭﺍ اﺯ ﺁﺗﺶ ﺟﻬﻨﻢ ﭘﻨﺎﻩ ﺩﻩ "

خدایا! در این ماه
از گناهانم شستوشویم ده،
و از عیبها پاکم کن،
و دلم را به پرهیزکارى دلها بیازماى،
اى نادیدهگیرنده لغزشهاى اهل گناه.

شب قدر است بیا قدر بدانیم کمی
خانه دل ز گناهان بتکانیم کمی
شعله افتاده به ملک دلم از فرط گناه
دوست را از دل این شعله بخوانیم کمی
روح را صیقل آیینه دهیم از دل و جان
آه را تا ملکوتش برسانیم کمی
عهد بستیم و شکستیم بسی کاش! که ما
بر سر عهد وفادار بمانیم کمی
![]()

![]()
با وجودی که خطاکاری ما را دیدی
باز آغـــوش کنــی وا، لکَ لبّیـــک خدا
گـــرمی دست نوازشگــــر تو باعث شد
دل مـــــرده شــــــود احیا، لکَ لبّیـک خدا
وقت آن است کمــی خانه تکانـــی بکنیم
تا شـــوی در دل ما جا، لکَ لبّیـــک خدا
قطره ای بیش نبودیم که یک موج دعا
وصلمان کرد به دریا، لکَ لبّیک خدا
![]()

![]()

خدایا! در این ماه
درهاى فضلت را به روى من بگشا،
و برکاتت را بر من نازل فرما،
و به موجبات خشنودىات موفقم بدار،
و در میان بهشتهایت جایم ده،
اى برآورنده خواهش درماندگان.
شـرمساریم شهیدان که چنین پـژمـردیم
زنده ماندید شما، ما همه اینــجا مُــردیم
سبز و پُر بار شما، ما همه بی بار و بَریم
بال و پر باز شما، ما همه بیبــال و پَریم
روزه داران محجّبه، خنکای بهشت گوارایتان!
بهشت را بهایی است
و بی شک بهای آن امتحان شدن است.
بانوی محجّبه ی روزه دار! قدم در راه جهاد نهاده ای...
جهادی بس بزرگ در قرن تاریکی اندیشه ها؛
حجابت، بیرق پیروزیست!


خدایا! در این ماه
براى من به سوى خشنودىات دلیلى قرار مده،
و براى شیطان راهى به سوى من قرار مده،
و بهشت را منزل و آسایشگاهم قرار ده،
اى برآورنده حاجات خواهندگان.
شب مناجات و دعا...
شب تقدیر و سرنوشت...
شب آرزوهای ناب...
شب با خدا بودن...
شب رهایی از شیطان...
بیایید همدیگر رو دعا کنیم...

علی آرام می گرید ز داغ کودکانی که
فراق مهربانی ها بر آنها سخت جانکاه است
یتیمان کاسه های شیر را بر خاک اندازید
مجال دلنوازی با علی بسیار کوتاه است
صدایی آشنا می آید از اعماق تاریکی
نوای بغض نخلستان، یا غم مویه ی چاه است
هنوز از مسجد کوفه پس از کوچ علی بینی
که ذکر دائم گلدسته هایش «فزتُ و الله» است.
«سپیدنامه»

امام علی (ع):
دنیا فقط برای دو کس خوب است:
کسی که گناهانی کرده و می خواهد با توبه جبران کند،
و کسی که با سرعت به کارهای نیک مشغول است.


باز امشب عشــق تنـها می شود
زخــم سهـم فــرق مولا می شود
آفتــــاب عشــق گلگـون می شود
سینه ی سجاده پرخون می شود
پشت نخـــل آرزو خــــم می شود
داغ حسرت سهـــم آدم می شود
جاده می ماند غـریب و بی ســوار
ذوالفـــقار عــدل می گیـــرد غبــار

خدایا! در این ماه
درهاى بهشت هایت را به رویم باز کن،
و درهاى آتش دوزخ را به رویم بربند،
و به تلاوت قرآن موفقم بدار،
اى فرو فرستنده آرامش در دل مؤمنان.

و تو ستاره ی شرقی طلوع خواهی کرد
و «أن یُحِقّ َالحَقَّ...» قسـم به ایــن آیه!
قنـوت پنجره ها هــم پر از اجابت توست
که در همیشـه نچرخیــده روی یک پایه!


رسول اکرم صلّى الله عَلَیه وَ آلِه:
«اِنَّ لِلجَنَّةِ بابا یُدعى اَلرَّیّانَ لایَدخُلُ مِنهُ اِلاّ الصّائِمونَ»
بهشت را درى است که ریّان نامیده مى شود
از آن در، جز روزه داران وارد نشوند...

نصف شو که پِرسِمِه گیرمِه وضو خومِّه نماز
کُمّه چى پروازها با این که بىپر هَسِّمِه
شو که بَیّه شوپر هر وَر خوانه شونه پرزنون
جانه آمی مِن مگر کمتر ز شوپر َهسِّمِه
خوانى از سِرّ حَسِن سَر در بیارى دون که مِن
بنده فرمونبَر آل پیمبر هَسِّمِه
نیمه شب که بیدار می شوم و وضویی می سازم و نماز می خوانم
چه پروازهای می کنم با اینکه بال و پری ندارم
شب که می شود شب پره به هر طرف که می خواهد پر می زند
عزیز من بگو که آیا من از شب پره کمتر هستم؟
آیا می خواهی از سرّ "حسن" سر در بیاوری؟
من بنده فرمانبر آل پیمبر می باشم

جز وصل تو دل به هرچه بستم، توبه
بی یاد تـو هـر جا که نشستـم ،توبه
در حضرت تـو ،تــوبه شکستم صد بار
زین تـوبه که صـد بار شکستـم، توبه

خدایا! در این ماه
بهرهام را از برکتهایش کامل گردان،
و راهم را به سوى نیکی هایش هموار نما،
و از پذیرفتن خوبیهایش محرومم مساز،
اى هدایت کننده به سوى حق آشکار.