مهربانی ها

هر چیز در زندگی تکراری می شود! جز مهربانی!

مهربانی ها

هر چیز در زندگی تکراری می شود! جز مهربانی!

درس من درس حساب!

درس من درس حساب است و کتاب

درس عشق و عاشقی یک عشق ناب

درس جمع عشق ها تفریق غم

ضرب شادی ها اگر چه بیش و کم

درس تقسیم محبت در جهان

جذر از کینه گرفتن هر زمان

درس من رسم محیطی با صفاست

یک مساحت طول و عرضش از وفاست

درس من خط عمود و قائمه

گفتن حق هر زمان بی واهمه

درس من صحبت زکار مثبت است

نهی از منفی نمودن صحبت است

درس بردار صحیح از ابتدا

سمت مثبت رفتن تا انتها

بی اعتنا باشید!

شیر و سگ

سگی نزد شیر آمد گفت:

با من کشتی بگیر، شیر سر باز زد، سگ گفت:

نزد تمام سگان خواهم گفت شیر از مقابله با من می هراسد، شیر گفت:

سرزنش سگان را خوشتر دارم از اینکه شیران مرا شماتت کنند که باسگی کشتی گرفته ام ...!

نتیجه اخلاقی: به کسانی که پشت سرتان حرف می زنند بی اعتنا باشید ‘ آنها به همانجا تعلق دارند: دقیقا(پشت سرتان)‘ من مسئول آن چیزی هستم که می گویم نه آن چیزی که تو برداشت می کنی!

دستان ما را رها مکن!

یا صاحب الزمان(عج)

در کــور سـوی مسـیر،

این تـویی که فـانوس ایمـان را به دسـتان بی فـروغ

دلــمان می دهی و مقتدای این ره پیچ در پیچ ما می شوی

دستان ما را رها مکن!

یک ترفند ریاضی

جالبه!

هر عددی دو رقمی در 101 ضرب شود در حاصل دوبار تکرار می شود.
باور نمی کنید؟
پس اینجا رو ببینید!

2121 = 21×101
3838
= 38×101

حکایتی تامل بر انگیز از سعدی

وقتی که پایم برهنه بود!

بسیاری از ما به آنچه داریم قانع نبوده و خدا را شاکر نیستیم. گاهی اوقات، نظر به زندگی دیگرانی که از ما وضعیت بدتری دارند، فرصت شکرگزاری را برای ما فراهم می کند. شیخ اجل سعدی شیرازی در این زمینه به نگاه به فرودستان و شکر نعمت تاکید می کند: "هرگز از دور زمان ننالیده بودم و روی از گردش آسمان درهم نکشیده، مگر وقتی که پایم برهنه بود و استطاعت پای پوشی نداشتم. به جامعه کوفه در آمدم،دل تنگ.یکی را دیدم که پای نداشت. سپاس نعمت حق به جای آوردم و بر بی کفشی صبر کردم."

مرغ بــریان بـه چشم مـردم سیر

کمتر از برگ تره بر خوان است

و آن که را دستگاه و قوت نیست

شلغم پخته مرغ بریان است.!

یه سوال دیگه بپرسم؟ (طنز)

گناهی از جنگ جهانی دوم


مردی برای اعتراف نزد کشیش رفت و گفت: «پدر مقدس، مرا ببخش. در زمان جنگ جهانی دوم من به یک یهودی پناه دادم.»

کشیش: «مسلماً تو گناه نکرده ای پسرم.»

مرد: «اما من ازش خواستم برای ماندن در انباری من هفته ای بیست شیلینگ بپردازد.»

کشیش: «خوب البته این یکی زیاد خوب نبوده. اما بالاخره تو جون اون آدم رو نجات دادی، بنابر این بخشیده می شوی.»

مرد: «اوه پدر این خیلی عالیه. خیالم راحت شد. حالا میتونم یه سوال دیگه هم بپرسم؟»

کشیش: «چی می خوای بپرسی پسرم؟»

مرد: «به نظر شما باید بهش بگم که جنگ تموم شده؟»!!!

کلید چگونه کار می کند؟

آیا می دانید که کلید چگونه کار می کند؟



انسان + سبد

ما انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌رویم.
با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو صفات نیک خود را مى‌گذاریم.
در سبد پشتی عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم.
به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند
و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند.
بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم،

غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد
.


  پائولو کوئیلیو

یک عدد اول عجیب

عدد  ۷۳۹۳۹۱۳۳ یک عدد اول عجیب است.

 با هربار حذف یک رقم از سمت راست این عدد،

یک عدد اول جدید به دست می آید.


همه اعداد ۷۳۹۳۹۱۳،  ۷۳۹۳۹۱،  ۷۳۹۳۹

،   ۷۳۹۳،    ۷۳۹،   ۷۳ و ۷ اول هستند.


(عدد اول ،عددی طبیعی بزرگتر از یک است که دقیقا دو مقسوم علیه دارد)