ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | ||||||
2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 | 8 |
9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 | 15 |
16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 | 22 |
23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 | 29 |
30 | 31 |
روایتی خواندنی از دلاورمردان لشکر 25 کربلا در دوران دفاع مقدس
سه برادر که در فاصله چهل روز به شهادت رسیدند.
(قسمت هشتم)
برادر جانباز علی رضا علی پور: هنوز چهل روزی از این ماجرای شهادت دو برادر نگذشته که خبر میدهند که بناست دو اتوبوس حامل رزمندهها از نکا به سمت جبههها بروند. سپاه برنامه ریزی میکند که مردم در میدان خزر ساری آنها را بدرقه کنند.
از طرفی منافقین برنامه ترور رزمندهها را در
دستور کارشان میگذارند. حجت الله عبوری برادرِ دو شهید محمدعلی و قاسم از
بچههای اطلاعات عملیات سپاه ساری، به همراه چند نفر به میدان خزر میآیند که جلوی
ترور را بگیرند. برنامه منافقین انفجار ماشینهای حامل رزمندگان است، میخواهند با
انفجار کاری کنند که بچهها به جبهه نرسند.
حجت در میدان خزر یک موتورسواری
را میبیند، بهِش مشکوک میشود. حجت که جلو میرود! منافقینِ همراه که در گوشه و کنار
کمین زدهاند، با حجت الله درگیر میشوند. حین درگیری یکی از منافقین یک گلوله به
پیشانی حجت شلیک میکند.
حجت الله برادر سوم خانواده عبوریها هم به دو
برادر شهیدش ملحق میشود.
در کمتر از چهل روز سه برادر از بزرگ به کوچک شهید میشوند، برادر اول، محمد علی،
دوم قاسم، سوم حجت الله.
بعد از این ماجرا، ماه رمضان هم از راه
میرسد، «سید محمد رضوی جمالی» روحانی گردان مسلم ابن عقیل(ع) هنگام خواندن دعای
جوشن کبیر شهید میشود. حسن سعد و بهروز مستشرق، ناصر سوادکوهی معروف به پسر شجاع
نیز در عملیاتهای بعدی، همه شهید میشوند..
این پایان قصه نیست، روایتهای ما همچنان ادامه دارد، در این ماه پر برکت، برای من هم دعا کنید که به زودی شهید آینده باشم... (آمین)
از راست شهید بهروز مستشرق و شهید مهرداد بابائی
نشسته علی رضا علی پور
برماست که با اعتراف به عجز خویش ، از رزمندگان عزیزی که با شهادت طلبی ها و رشادتهایشان از میهن اسلامی خود دفاع نموده ، و با خون پاک خود چراغهایی فرا راه آزادی تمام ملتهای دربند برافروختند ، قدردانی نماییم.
ان شاءالله در مسیرشان گام بر داریم...