
ولادت باسعادت سرو باغ احمدی،
آیینه ی محمدی
حضرت علی اکبر علیه السّلام و
روز جوان مبارک باد...

متاع جوانی

از امام رضا(ع) پرسیدند:
بنده های خوب خدا چه کسانی هستند؟
فــرمـــودنـــد: آن کســانــی کــه
وقتی کار خوبی انجام مــی دهند، شاد می شوند
وقتی کار بـدی انـجام دهـند ، استـغــفار می کننـد
وقتی به ایشـان بخششی می شود،سپاسگزارند
وقتی به بلائی گـرفتار شوند، شکیـبایی می ورزند
وقتی به خشم آورده می شوند،گذشت می کنند.

اگر هدفی برای زندگی
و قلبی بـــرای دوسـت داشتن
و خدایی بـــرای پرستش داری
بدان که بی گمان خوشبختی!

عابدی ریا کار با فرزند خود به مهمانی رفت.
در مهمانی نماز خود را طولانی تر و
با آداب بیشتری نسبت به حالت معمول خواند؛
با رکوع و سجده های طولانی ، آهسته و با طمأنینه.
سر سفره ی غذا نیز عابد ریا کار ظواهر را حفظ کرد و
خود را بی توجه به غذا نشان داد و مقدار بسیار کمی غذا خورد
و کنار نشست. مهمانی تمام شد و به خانه آمدند.
عابد از اهل خانه خواست تا تلافی کند و سیر بخورد؛
فرزند تعجب کرد و گفت: مگر شما غذا نخوردید؟
-چرا ، اما آن چنان که معمول بود نخوردم.
پسر گفت : پس نماز خود را نیز قضا کنید.
چون آن چنان که معمول بود نخواندید.!


خواهرم:
قلب، جاده ای است که تنها مسافر آن بایـد خدا باشد.
قلبی که با غیــر خدا آشناست، کوچه ای بن بست است.
و بی حجابی ما را به کوچه ی بن بست رهنمون می سازد...
ماجرای "امان نامه" نشان داد عباس(ع) هم که باشی،
دشمن برای جدا کردنت از ولایت طمع خواهد کرد و نقشه خواهد کشید
پس کلام مولا علی (ع) فراموش نشود که:
"وَ لَا یَحْمِلَ هذَا الْعَلَمِ اِلَّا اَهْلُ الْبَصَرِ وَ الْصَّبْرِ وَالْعِلْمِ بِمَواضِعِ الْحَقِّ؛"
این پرچم را تنها کسانی میتوانند بر دوش بگیرند
که اهل بینش، پایداری و آگاه به مواضع حق باشند.

رهبر معظم انقلاب فرمودند:
اگر در این زمانه بخواهم یک توصیه به شما بکنم،
این که بصیرت خودتان را زیاد بکنید!

خدایا راهی نمی بینم!
آینده پنهان است...
اما همین کافیست که تو همه چیز را می بینی
و من تو را...

خط اولی به دومی گفت: ما میتونیم زندگی خوبی با هم داشته باشیم!!!
خط دومی قلبش تپید وگفت: بهترین زندگی؟؟؟؟
در همان زمان معلم فریاد زد: ((دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند!!!))
و بچه ها تکرار کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند...
مگر آنکه یکی از آن دو برای رسیدن به دیگری خودش را بشکند...!

دل کسی را نشکن... شایـد خانـه ی خـدا باشد..
کسی را تحقیر نکن.... شاید محبوب خـدا باشد...
از کمکی دریغ نکن.... شاید کلید بـهشت باشد...
سر نماز اول وقت حاضر باش...
شاید آخرین دیدارت با خدا روی زمین باشد...!!!!!!!
شگفتی ها و زیبایی های ریاضی 
در دستگاه اعداد ، ضرب هایی وجود دارند که طبیعت بسیار شگفت انگیزی دارند. برای بیان برخی از این الگوها کلمات زیادی لازم نیست و تنها با نگاه به الگو های داده شده، شگفتی آنها بیننده ی دانا را شگفت زده می کند. نگاهی به الگوی زیر بیاندازید:
روزی مردی خدمت عالمی رسید و گفت: همسر من نماز نمیخواند. چه کار کنم؟
عالم گفت: درباره فضیلتهای نماز برایش بگو، بگو که چقدر نماز بر روح انسان تاثیر مثبت دارد.
مرد گفت: گفتهام، خیلی هم زیاد، ولی بیفایده است.
عالم گفت: وعده خدا را در مورد بهشت و نعمتهای آن برایش بازگوکن. بگو که در صورت خواندن نماز واقعی چه چیزهایی در بهشت در اختیار او خواهد بود.
مرد گفت: گفتهام! خیلی هم اغراق کردهام. ولی بیفایده است.
عالم گفت: از هول و وحشت جهنم و سختیهایی که در صورت نخواندن نماز به او وارد میشود، برایش بگو.
مرد گفت: گفتهام، خیلی هم زیاد، ولی باز هم بیفایده است!
عالم متفکرانه گفت: پس حرف حسابش چیست؟
مرد پاسخ داد: هیچی! میگه تو بخون تا منم بخونم!!


تردید نکن سپیده سر خواهد زد
خواب از سرمان دوباره پر خواهد زد
تــردیـد نـکن کسی ز نسـل خورشـید
بــر ریـشه ی خشک شب تبـر خواهد زد
در حدیثی است که حضرت موسی (ع) در مناجات کوه طور،
عرض کرد: «یا اله العالمین» (ای خدای جهانیان)
جواب شنید: «لبیک»
سپس عرض کرد: «یا اله المحسنین» (ای خدای نیکو کاران)
جواب شنید: «لبیک»
سپس عرض کرد: «یا اله المطیعین» (ای خدای اطاعت کنندگان)
جواب شنید: «لبیک»
سپس عرض کرد: «یا اله العاصین» (ای خدای گنهکاران)
جواب شنید: «لبیک،لبیک،لبیک»
حضرت موسی (ع) تعجب کرد و عرض کرد: خدایا، تو را خدای جهانیان، خدای
نیکوکاران، خدای اطاعت کنندگان خواندم یک بار فرمودی «لبیک» ولی تو را
خدای گنهکاران خواندم سه بار «لبیک» فرمودی، حکمتش چیست؟
جواب آمد:
مطیعان به اطاعت خود،
نیکوکاران به نیکوکاری خود،
و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند،
گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند؛
اگر از درگاه من نا امید گردند به درگاه چه کسی پناهنده شوند؟

روزی جراحی برای تعمیر اتومبیلش آن را به تعمیرگاهی برد.
تعمیرکار بعد از تعمیر، به جراح گفت:
من تمام اجزای ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز
می کنم و تعمیر می کنم. در حقیقت من آن را زنده می کنم. حال چطور درآمد
سالانه ی من یک صدم درآمد شماست؟
جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت: اگر می خواهی درآمدت ۱۰۰برابر
شود این بار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است، آن را تعمیر کنی!!!!