![]()
اگه زندونیِ خاکم، منو تو این قفس دریاب
نفس هام بی تو سنگینه، منو ای هم نفَس دریاب
کی گفته راه تو دوره، تو که روشن تر از ماهی
رسیدن با تو آسونه، همیشه اولین راهی
پَر وا کن که دنیا واست، داره طرح قفس میکشه
امروزت تموم نشده، داره خورشیدت نفَس میکشه
![]()
تو باشی من دلم قرصه، دیگه دستام نمی لرزه
بهشت زندگی بی تو، به یه گندم نمی ارزه
تو این شب های بی خورشید، تویی روشن تر از مهتاب
تو تنها ناخدای من، تو این دریا منو دریاب
پَر وا کن که دنیا واست، داره طرح قفس میکشه
امروزت تموم نشده، داره خورشیدت نفَس میکشه
![]()

یکى از استادان رشته ى فلسفه، در یکى از دانشگا هها وارد کلاس درس
مى شود و به دانشجویان می گوید می خواهد از آنها امتحان بگیرد، بعدش
صندلى اش را بلند می کند و می گذارد روى میزش، و می رود پاى تخته سیاه،
و روى تابلو، چنین مى نویسد:
ثابت کنید که اصلا این " صندلى " وجود ندارد!
دانشجویان، مات و منگ و مبهوت، هر چه به مغز شان فشار آوردند و هر
چه فرضیه ها و فرمول هاى فلسفى و ریاضى را زیر و بالا کردند، نتوانستند از
این امتحان سر بلند بیرون آیند.
تنها یک دانشجو، با دو کلمه، پاسخ استاد را داده بود؛
او روی ورقه اش نوشته بود: کدام صندلی؟؟


اَللّهُمَّ اَخْرِجْنى مِنْ ظُلُماتِ الْوَهْمِ
وَ اَکْرِمْنى بِنُورِ الْفَهْمِ
اَللّهُمَّ افْتَحْ عَلَیْنا اَبْوابَ رَحْمَتِکَ
وَانْشُرْ عَلَیْنا خَزائِنَ عُلُومِکَ
بِرَحْمَتِکَ یا اَرْحَمَ الرّاحِمینَ
خدایا مرا بیرون آور از تاریکىهاى وهم،
و به نور فهم گرامىام بدار،
خدایا درهاى رحمتت را به روى ما بگشا،
و خزانههاى علومت را بر ما باز کن
به مهربانىات اى مهربانترین مهربانان.

ای گوهر افرینش!
زن چه نیکو مقامی دارد که فاطمه از افق او تجلی کرد و
مریم و زینب از آسمان او درخشیدند و
آسیه و خدیجه از هستی او طلوع کردند.
پس گوهر وجود خود را به صدف حجاب، زینت بخش!
که حجابت از جلوه های زیبای بندگی است.
شگفتی
ها و زیبایی های ریاضی 
اعدادی که در این قسمت خواهیم گفت بسیار زیبا هستند.
در این اعداد، یک رابطه ی بسیار شگفت انگیز برقرار است. ببینید:

به توان های متوالی دقت کنید. آیا می توانید اعدادی با این ویژگی بیابید؟
ما تعدادی از این اعداد را به شما معرفی می کنیم:

آیا این ویژگی در اعداد 4 رقمی نیز یافت می شود؟
پاسخ این سوال مثبت است. ببینید:

بر شماست که اعدادی با این ویژگی بیابید و از آن لذت ببرید!!

نگران فردایت نباش...
ما اولین بار است که بندگی می کنیم
ولی او قــــرن هاست که خــــــدایی می کند
پس اعتماد کنیم "به خدایی او"...

امیدوارم آنقدر خوب باشیم
و زیبا زندگی کنیم
که وقتی از خط پایان زندگی می گذریم
کسی دست نزند...!!!

مبادا این فرصت ضایع شود. اگر ضایع شد، خدای متعال از من و شما روز قیامت سؤال خواهد کرد. از فرصت این همه جوان، این همه استبصار، این همه میل و شوق به دانستن، شما برای ترویج معارف اسلامی چه استفاده ای کردید؟
...این که یک آقایی در یک گوشه ای عبایش را بکشد به کول خودش، بگوید من به کارهای کشور کار ندارم، من به نظام کار ندارم، افتخار نیست؛ این ننگ است. روحانی باید از وجود یک چنین نظامی که پرچمش اسلام است، قانونش فقه اسلامی است، با همه وجود استقبال کند.
* از بیانات رهبر انقلاب در دیدار علما و روحانیون استان خراسان شمالی (نوزدهم مهر 1391)

من خدایی دارم، که در این نزدیکی است
نه در آن بالاها!
مهربان، خوب، قشنگ...
چهره اش نورانیست
گاه گاهی سخنی می گوید،
با دل کوچک من،
ساده تر از سخن ساده من
او مرا می فهمد!
او مرا می خواند،
او مرا می خواهد،
او همه درد مرا می داند...
یاد او ذکر من است، در غم و در شادی
چون به غم می نگرم،
آن زمان رقص کنان می خندم...
که خدا یار من است،
که خدا در همه جا یاد من است
او خدایست که همواره مرا می خواهد
او مرا می خواند
او همه درد مرا می داند...

تلاش کن دوستی را بیابی که
قلبی به وسعت دریا داشته باشد،
در آن صورت برای وارد شدن
به قلب او نیازی به
کوچک کردن خود نداری...

بر روى آب راه مى رود. شیخ گفت: کار دشوارى نیست؛ پرندگانى نیز باشند
که بر روى آب پا مى نهند و راه مى روند.
گفتند: فلان کس در هوا مى پرد. گفت: مگسى نیز در هوا بپرد.
گفتند: فلان کس در یک لحظه، از شهرى به شهرى مى رود.
گفت: شیطان نیز در یک دم، از شرق عالم به مغرب آن مى رود.
این چنین چیزها، چندان مهم و قیمتى نیست.
مرد آن باشد که در میان خلق نشیند و برخیزد و بخُسبد و
با مردم داد و ستد کند و با آنان در آمیزد و
یک لحظه از خدا غافل نباشد!!

شهدا شمع محفل دوستانند،
شهدا در قهقهه مستانه شان و
در شادی وصولشان "عِندَ رَبِّهِم یُرزَقون" اند
و از نفوس مطمئنّه ای هستند که
مورد خطاب "فَادخُلی فی عِبادی وَ ادخُلی جَنَّتی" پروردگارند.
امام خمینی (ره)


امام هادی (ع):
الْعُجْبُ صارِفٌ عَنْ طَلَبِ الْعِلْمِ، داعٍ إ لىَ الْغَمْطِ وَ الْجَهْلِ.
خودبینى و غرور، انسان را از تحصیل علوم باز مى دارد و
به سمت حقارت و نادانى مى کشاند.